گستره کتاب

 

کتاب مثل اقیانوس بیکرانی است که ناشناخته‌های بسیاری دارد و هر کس به فراخور حالش دل به ژرفای آن می‌سپارد و با انبانی پُر باز می‌گردد. در این دریای عمیقِ معرفت، گوهرهای نابی وجود دارد که تنها تلاشگران چیره دست می‌توانند به آن دست بیابند.

میراث ماندگار

کتاب میراثی ماندگار و پدیده‌ایی شکوهمند و با ارزش است که زندگی بشر را روشن می‌کند و خداوند بزرگ معجزه ابدی آخرین فرستاده‌اش را کتاب قرار داد؛ کتابی که سرآمد همه کتاب‌هاست. آیین آسمانی ما، پرچمدار کتاب و کتابخوانی است. اگر در تاریخ اسلام کاوش کنیم، این حقیقت را که اسلام، دین اندیشه و معرفت، آیین دانش و معنویت است به روشنی در می‌یابیم. ما وارث نظام گران‌بها و فرهنگ پویا و تمدن والای اسلامی هستیم، تا به چه میزان با برخورداری از آثار مکتوب در راه احیای این فرهنگ بکوشیم.

سرگذشت کتاب

 

کتاب در طول سالیان دراز، سرگذشتی تلخ و شیرین داشته است، زمانی در غربت و تنهایی و زمانی در اوج شکوفایی بوده است امّا نقش برجسته و سازنده کتاب در تکامل فردی و اجتماعی مشهود است. سزاوار نیست به چنین عنصر مهمی کم توجّه باشیم و آن را فراموش کنیم.

زیباترین جلوه آفرینش

کتاب را باید یکی از زیباترین و مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگی بدانیم و آن را از گرانسنگ‌ترین پدیده‌ها و میراث بشر به حساب بیاوریم. شکوه این ارزش را باید در تابش «اَلَّذی عَلَّمَ بِالقَلَم؛ پرودرگاری که به قلم آموخت» جستجو کنیم. خداوند یگانه به قلم و حرمتش سوگند یاد کرده و معجزه همیشه جاوید آخرین سفیر سعادت را کتاب آسمانی دانسته است.
این نشانه روشن، افزون بر پیشینه پربار فرهنگیان و شمار کتاب‌ها و کتابخانه‌ها و کتاب نگاران و نام‌آوران، ما را ترغیب می‌کند ریشه‌های کهن و مانای کتاب را با نگرشی نو، به بررسی بنشینیم.

نگاشته‌های روشنی‌بخش

کتاب مثل خورشید، فضای زندگی ما را روشن می‌کند و نور و گرمی می‌بخشد. کتاب مانند باران بر سرزمین دل‌ها می‌بارد و گلبوته‌های اندیشه را بارور می‌کند و طراوت می‌بخشد. کتاب نقش پرندگان را به انسان ارزانی می‌دارد و او را به پرواز در آسمان اندیشه رهنمون می‌سازد. کتاب در پیشرفت‌های روزافزون بشر، در عرصه دانش و نوآوری و فرهنگ، نقش فعال داشته است. بی شک آنهایی که گام‌های بلندی در وادی ادب و فرهنگ و دیگر زمینه‌ها برداشته‌اند، با کتاب و کتابخوانی بیگانه نبوده‌اند.

ابزار دینی ـ فرهنگی

تمامی ادیان آسمانی و مردان بزرگ تاریخ، از طریق کتاب جاودانه مانده‌اند و این گویای اهمیت عنصر کتاب در پویایی جامعه است. روابط و تبادل فرهنگی جوامع بشری نیز در پرتو کتاب پر رونق شده است.

اثری ماندگار

با ایمان و اخلاص می‌شود آثار خوب و زیبایی وجود آورد. یک کتاب خوب زمانی می‌تواند تأثیرگذار و خاطره‌انگیز وماندگار باشد که نیازهای خوانندگانش را بر آورده و به سؤالاتشان پاسخی قانع کننده و استوار بدهد.

دگرگونی نشر

امروز همپای همه تحولات، در کار تحقیق کتاب جهش‌های مطلوبی انجام شده است. نیاز به صرف وقت کمتر و دقت و سرعت در پژوهش از ره‌آورد چنین تحولاتی می‌توان باشد. تلاش برای بهینه‌سازی آثار هم در همین راستاست. براستی چرا نباید برای استفاده بهتر و ثمربخش‌تر از کتاب؛ شتاب بیشتری به خرج بدهیم؟

کشف افق‌های تازه

به وجود آوردن زمینه‌های پیوند و دوستی با کتاب، از اهمیتی خاص برخوردار است، کتابخوانی علاوه بر ایجاد ارتباط بین ما و مطالعه، درهای دانش و بینش را بر روی ما باز می‌کند و آگاهی‌های روشنی‌بخشی به خواننده می‌دهد و افقهای جدیدی از اندیشه و فهم را در برابر آدمی می‌گشاید.

نقد و بررسی

آنچه که می‌تواند زیبایی‌ها و زشتی‌های پنهان در دل هر کتاب را فراروی قرار بدهد، نقد و بررسی است. نقد و بررسی به عنوان تلاشی لازم و ارزشمند می‌تواند به پویایی و بالندگی آرا و آثار مدد برساند و به نویسنده یاری بدهد. مسیر رشد و تعالی را طی کند و آثاری قوی و گرانسنگ ارایه بدهد که نقاط ضعفش کم باشد.

بی‌مانندترین گوهر

بسیاری از کتاب‌ها صدف‌های گرانبهایی هستند که تنها با یک بار خواندن، گوهر وجودشان را نمی‌توان به دست آورد. این آثار نیاز به تدبّر دوباره‌خوانی و کند و کاو دارند؟ کتاب‌های استاد شهید مرتضی مطهری از این نمونه‌اند.

به کارگیری فن و ذوق

بیان خشک و رسمی معمولاً با استقبال کمتری از سوی مخاطبان مواجه می‌شود، امّا اگر نوشته به زیور زیبای هنر آراسته شود، توجه و نگاه‌ها را به خود می‌کشاند، دلها را مجذوب می‌کند و روانها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دست اندرکاران چاپ و نشر

سازمان‌ها و مؤسسات فرهنگی و مسئول، باید پیشتازان عرصه فکر و فرهنگ باشند و اهل قلم را ترغیب کنند. به مطالعه و تحقیق بپردازند و حاصل تلاش‌هایشان را در دسترس همگان قرار بدهند. و به این وسیله به پویایی و بالندگی فرهنگ جامعه مدد برسانند.

آثار ارزشمند

ارایه آثار شایسته و ارزشمند، جلوه‌هایی از روح پاکند، این کتاب‌ها چراغ‌های روشنی هستند که می‌توانند رهروان طریق دانش و بینش را هدایت کنند.

کتاب مرجع

 

بهترین، مهم‌ترین و اصیل‌ترین کتاب مرجع برای کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی، کلام آسمانیِ حق یعنی قرآن کریم است، مبادا در مراجعه به این کتاب ارزشمند و بهره‌وری از این منبع شگرف الهی، کوتاهی کنیم و از دریای بیکران رحمت و شفای آن غافل بمانیم. اگر توانایی خواندن آن را نداریم، دست‌کم ترجمه آن را بخوانیم و با آن اُنس و پیوند داشته باشیم، تا چاره درد و رنج خود کنیم و به تشویش‌ها و پریشانی‌ها پایان دهیم، زیرا شفای دردمندان در آن است.

ترویج کتابخوانی

 

یکی از راه‌های علاقه‌مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی این است که بزرگترها آثار برتر کودکانه‌ای را گزینش کنند و در فرصت مناسب برای بچه‌ها بخوانند. این کار باعث می‌شود کودکان و فرزندانمان، کتابدوست و علاقه‌مند به کتابخوانی بار بیایند و این عشق و علاقه در وجودشان نهادینه و ماندگار بشود. تهیه و خرید کتاب و تشویق و ترغیب بچه‌ها به مطالعه و همراهی به آنها در بازدید از نمایشگاهها و کتابفروشی‌ها و هدیه دادن کتاب می‌تواند تأثیر زیادی در علاقه‌مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی داشته باشد.

کتاب‌های تزئینی

 

برای تهیه کتاب‌های بزرگ باید ناشران معروف و معتبر را شناخت و آثار چاپ شده توسط آنان را برای فرزندان و دیگران، تهیه کرد.

استفاده تزیینی و آرایشی از کتاب، گر چه باعث تأسف است، چون بیانگر آراستگی و ارزش آن در جامعه است. افرادی یافت می‌شوند که بدون توجه به محتوای کتاب و نیاز به آن، فقط به خاطر ویژگی‌های ظاهری بعضی از کتاب‌ها مثل زیبایی و خوشرنگی آن را برای استفاده در کتابخانه‌های منازل خریداری می‌کنند. این‌گونه کتاب‌ها، مانند کلکسیون‌ها و مجموعه‌های ارزشمندی است که افزون بر جنبه مادی، برخوردار از هنر و زیبایی است؛ گر چه همان‌طور که گفتیم بیشتر باید به محتوا و پیام کتاب‌ها توجه داشت.
در دنیا روش‌هایی پیش‌بینی شده تا کتابخوانی در میان مردم رایج شود و در هر فرصتی کتاب بخوانند. شاید فلسفه چاپ کتاب‌های جیبی همین باشد. هر قدمی که مردم را به کتابخوانی تشویق بکند، ارزشمند است، مثلاً برگزاری نمایشگاه‌های دایمی کتاب و مسابقه کتابخوانی

عادت به کتاب‌خوانی

 

باعث تأسف است عادت به مطالعه هنوز در جامعه ما رواج نیافته و هنوز عده‌ای کتاب و حتی روزنامه نمی‌خوانند باید برای رشد فرهنگ عمومی تلاش بکنیم، تا همه اهل مطالعه باشند، به هنگام کارهای روزمره رفت و آمد و در دیگر فرصت‌های زندگی، لحظه‌های ارزشمندی وجود دارند که می‌توانیم از آن بهترین بهره را ببریم و همت کنیم. همراه خود، کتاب یا هر سرگرمی مفید و آموزنده دیگری را داشته باشیم، تا عمر و وقتمان هدر نرود.

زمان‌های بسیاری از دست می‌دهیم که فرصت آن باز نمی‌گردد و از بسیاری از لحظه‌های آموختن، کمترین سود و استفاده را می‌بریم! راستی چرا همواره کتاب یا هر آفرینش فرهنگی ممکن، در دست و کنار و همراه ما نیست!؟

بازتابی از نور

کتاب، ابزار مناسبی برای بازتاب نور و جلوه جمال فرهنگ اسلامی و انسانی بر دل‌های ماست، در پرتو کتاب می‌توانیم شکوفایی و سرسبزی و بالندگی فرهنگ دینی و انسانی را به نظاره بنشینیم و خودمان را برای رشد و تعالی آماده کنیم.

میراث ملی

فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، در گذشته و حال، هزاران کتاب در رشته‌های مختلف نوشته و به بشر هدیه داده است، آثاری که در میان کتاب‌های دیگر، مثل آفتاب عالمتاب و همچون نسیم بهاران، روح نواز و سلامتی بخش است. پاسداری از این میراث شکوهمند یکی از وظایف ما می‌تواند باشد. نگارش و چاپ و نشر کتاب خوب و کمک به گسترش فرهنگ کتابخوانی می‌تواند یکی از تکالیف مهم همه فرهنگ دوستان به شمار آید.

مائده آسمانی

کتاب غذای روح آدم است، اگر سالم و نشاط‌آور و نیروبخش باشد، اما اگر مسمون و زیان‌آور باشد، حتی اگر با ظاهری آراسته و دلربا عرضه شود، باید فضای جان و دل را از آن دور نگه داریم و مواظب باشیم دل و دین ما را فاسد نکند.

پدیدآورندگان

نویسنده با ایمانی که با عشق و سوز می‌نویسد، می‌داند اثر و کارش بسیار ثمربخش و مؤثر است، او می‌داند بازتاب و نتیجه کارش پر دامنه و گسترده است. نویسندگی یکی از هنرهای ارزشمندی است که امکان پرواز اندیشه‌ها را فراهم می‌آورد و با ایجاد ارتباط می‌تواند زمینه‌ساز تحولات و دگرگونی‌های فردی و اجتماعی باشد. نویسنده هنرمندی است که با پدید آوردن آثار پر جاذبه خود، شور زندگی را در ما پایبند می‌کند.

نویسنده خوب

آثار ارزشمند نویسنده‌های خوب، مثل گنج و دارایی‌هایی هستند که همگان را بهره‌مند می‌سا زند. نویسندگان باید پاسخگوی سؤال‌ها و مشکلات خوانندگان به ویژه جوانان باشند و با دنیای جوانان ارتباط برقرار کنند و دست آنها را گرفته، مشکلاتشان را حل کنند. نوشتن تلاشی در راه خدمت به فرد و جامعه و مدد رساندن به آنها برای پیدا کردن راه‌های بهتر زندگی است، زندگی مفید و پرثمر و با انگیزه و هدف.

مدد ازکتاب الهی

در همه حال از کتاب الهی مدد می‌گیریم تا توفیق و رستگاری به رویمان گشوده شود و توفیق روزافزون دست‌اندرکاران نشر و احیای متون دینی و فرهنگی را از خداوند کلیم خواهانیم.
توفیق بیش از پیش ناشران و پدیدآورندگان فرزانه را در عرصه و احیای آثار ارزشمند و سازنده آرزومندیم.
امید است این واگویه و حکایت بتواند شکوفه اندیشه بشر و شور و رغبت مطالعه را بارور کند و گَرد فراموشی و غفلت را از چهره کتاب و کتابخوانی بزداید، به طوری که کتاب همواره در آیینه دل‌ها بدرخشد و نورافشان زندگی باشد.

بوستان سبز کتاب

قدم زدن در بوستان سرسبز کتاب، شادی بخش و روح‌پرور است؛ اگر به جای سوسن‌های نور و روشنایی، خارهای تیرگی بوستان را پر نکرده باشد و اگر به جای درختان پر از میوه معرفت و شناخت، علف‌های جهل و نادانی، نباشند؛ و یا به جای یاس‌های خوشبوی ایمان و امید، خَس و خاشاک دنیاگرایی و افسردگی نصیبمان نشود.

بزرگترین کتاب

 

نام کتاب که می‌آید، افتخار می‌کنیم «قرآن»، بزرگ‌ترین و شریف‌ترین کتاب آفرینش از آنِ ماست. سربلندیم به این که «قرآن»، کتاب نور و هدایت، شفا و رحمت و خیر و برکت متعلق به ماست. به همه عالم فخر می‌کنیم که به این کتاب ایمان داریم و در سایه آن از هر گزندی محفوظیم.

بهترین دوستی‌ها

خسته از بطالت بی‌حاصلگی ایام، از صداهای آزار دهنده و جار و جنجال، از قدم زدن‌های بیهوده در کوچه و خیابان‌های شهر، درمانده از ندانستن و تهی و ناآشنا بودن، به سوی روزنه‌ای از نور می‌روم؛ نور سپیدی که از پنجره می‌تابد، دلم را به میهمانی گل‌ها می‌برد. پیچک‌های شور و نشاط به تمام وجودم می‌پیچد و نسترن‌های امید در جانم می‌روید. صدها کتاب، هر کتاب با صدها برگ معرفت، صدها باغ پر از گل‌های دانستن، فهمیدن و پر از زلال بیداری، بهترین دوست تنهایی من است.

دریچه دانایی

کتابدریچه‌ای است گشاده با دنیایی از تازگی‌ها، از آسمان و زمین، از عمق کهکشان، از دور دستهای تاریخ. گذشتگان، از رازهای خلقت، از گفتارهای نیک و از پندهای شیرین که روح عطشناک انسان را سیراب می‌کند. امّا افسوس که خفّاشان بدخواه گاه دریچه‌های دانستن را رو به تاریکی‌ها می‌گشایند تا چشمان ما به روشنی باز نشود، دریغ از ما که از این دریچه‌ها به جهان بنگریم.

غذای روح

کتاب غذای روح، دوست و هم صحبت غربت و نشان دهنده الگوی زندگی ماست، در انتخابِ بهترِ آن، بکوشیم.

حذر از گرداب

هر کتاب دریای است که گاه خواندن، در آن، غوطه‌وری و پیش می‌روی. گاهی در این دریا، مرواریدی هست برای صید، یا دست کم چند ماهی که روح را با آن سیر کنی؛ و گاه گردابی است متلاطم که گم گشته و حیرانت می‌سازد و یا چند برگِ مرداب گونه وجودت را به تلخی و سقوط بکشاند. سپس هشدار و زینهار که در کدام دریایی!

از درون کتاب

در سال گذشته چند کتاب خوانده‌ای؟ نام کتاب‌هایی را که خوانده‌ای بیاد داری؟ گاهی نام کتابی را که می‌خوانیم و یا نام نویسنده آن را نمی‌دانیم و فقط چون شیرین است و جذاب، آن را می‌خوانیم؛ غافل از این که شاید، گرگی باشد در لباس میش. سپس بیایید با چشمانی باز و هوشیار، بخوانیم.

کتابگنجینه تجربه

شکست، مقدمه پیروزی و خود، تجربه‌ای است. امّا اگر بخواهی برای هر فهمیدن یک بار تجربه کنی، تمام زندگی را به شکست‌ها و تلاش‌های بیهوده خواهی گذراند، حال آن که می‌توان با خواندن کتاب ـ که گنجینه تجارب دیگران است ـ صدها قدم جلوتر از زندگی پیش رفت و موفق بود.

مایه حیات

کتاب، چشمه ساری است جاری و روان که روح عطشناک انسان را سیراب می‌کند. اگر آبِ این چشمه از سرزمین پاکی و وابستگی سرچشمه بگیرد، زلال آن، مایه حیات و تعالی دهنده روح کمال جوی انسان است و اگر نا پاکی و تیرگی‌ها سرچشمه این نهر باشند، سمّی مهلک برای روح تشنه کمال خواهد بود.

راهی برای انتخاب

خواندن کتاب، بهترین و آسان‌ترین راه برای دست‌یابی به انتخاب صحیح است؛ راهی برای مهم‌ترین انتخاب، یعنی انتخاب مسیر و مشی زندگی. کتاب خوب، ما را منحرف نمی‌کند و با نشانه‌های هشدار دهنده، بهترین انتخاب را می‌نمایاند؛ انتخاب راه مستقیم با تلاش بی‌وقفه.

کتاب خوب

 

فروشنده پرسید: چه کتابی می‌خواهی؟ گفتم: کتابی که مهربان باشد و چهره ایمانیِ روحم را به ناخن ما دیگری و بی دینی نخراشد، کتابی که روح تشنه مرا در کویر جهل و نادانی رها نکند، کتابی که همدل و همزبان من باشد و مرا در غربت بیگانگان و اجنبی‌ها فرو نبرد.. کتابی که راستگو باشد و در دل من به جای پاشیدن بذر واقع‌گرایی، بذر دروغ و نفاق و کج فهمی نکارد؛ کتابی که دوست و خیرخواه من باشد.

کتاب‌های مخرب

 

صبح که می‌شد، در شکل و شمایل یک دوره‌گرد، با چرخ دستی‌اش، در کوچه‌ها جار می‌زد: «آی کتاب دارم کتاب، ارزان و زیبا، از من بخرید.» کتاب‌هایش جذاب بودند. کودک و بزرگ دورش حلقه می‌زدند و کتاب می‌خریدند. چیزی نگذشت که بیماری تمام محله را گرفت، کتاب‌هایش آلوده بود و او آدمکِ شیطان صفتِ دنیاگرایی بود که سم مهلک را در پوشش کتاب به جان محله ریخته بود. فاجعه‌ای که به سادگی قابل جبران نبود. بهوش باشید این دوره‌گرد در محله شما سرک نکشد.

انتخاب کتاب، انتخاب دوست

وقتی که کتابی را می‌خوانی، گویی با دوستی سخن گفته و شنیده‌ای. اگر کتاب، موج خداجویی و کمال‌طلبی را در تو به جوشش درآورد، هم صحبتی نیکو و الگویی شایسته یافته‌ای و اگر حس دنیاپرستی و خواهش‌های نفسانی را در تو بیدار سازد، بدان آن کتاب گردابی هولناک است. به هوش باش در دریای پر گوهر کتب، در کام گرداب‌های جهل و غفلت اسیر نگردی.

غبارروبی کتاب‌ها

اگر هر روز فرصت سر زدن به کتابخانه‌مان را نداریم، امروز که نوروز کتاب و کتابخوانی است، باید پا در بوستان پر گُل کتابخانه‌مان بگذاریم و در زلال بهاری کتاب‌ها غرق شویم. دستی به سر و روی کتاب‌های یاس و اقاقیا ـ که عطر ایمان و انسانیت را به مشام جان می‌رساند ـ بکشیم و کتاب‌های هرز غربگرایی و مادیگرایی را از ریشه بکَنیم. باغچه کوچک کتاب‌هایمان را از غبار کتاب‌های باطل و بی سود بزداییم و در آسمان، یک دنیا باران درک و فهم بباریم. در نوروز کتاب باغچه اندیشه‌تان آباد و سرسبز باد.

محیط طباطبایی:

به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.

اینشتین:

افکار و اندیشه های انسان به گونه ای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.

مُنْتِسکیو:

من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دوباره است. در دنیا لذتی که با لذت مطالعه برابری کند، نیست.

کارلایل:

دانشگاه واقعی، جایی است که مجموعه ای از کتاب در آن جمع آوری شده باشد.

موریس مترلینگ:

آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمی گذرد، ولی کسی که به کتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامی که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم، به تنهایی برای او بهترین بهشت هاست.

آبراهام لینکلن:

بدون حکومت، می شود زندگی کرد، ولی بدون کتاب و مطبوعات نمی شود.

وُلتر:

برگ های کتاب به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز می دهند.

ویکتور هوگو:

خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دست رسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

جرج جرواق:

200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم تا بتوانم درباره شخصیت امام علی علیه السلام بنویسم. اعراب آن روز، قدر علی بن ابی طالب علیه السلام را نشناختند و او را درک نکردند. علی بن ابی طالب علیه السلام متعلق به قرن بیستم است.

ابن ابی الحدید:

در عرض پنجاه سال عمر، هزار بار خطبه همّام را خوانده ام و هر بار اثر خاص بر من نهاده است. نمی دانم این اثر از شدت علاقه ای است که به گوینده آن دارم یا در تأثیر سخن است که بر من می نهد.

سهراب سپهری:

 

کتاب آسمانی ما(قرآن)، گذشته از جنبه الوهیت و تقدیس، از باارزش ترین شاهکارهای ادبی جهان است.

سقراط:

جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.

بیهقی:

بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، می توانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی، سرّ تو را فاش نمی کند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکی ها دست یافت.

محمدتقی شریعتی:

من ده ساعت مطالعه می کنم تا یک سخنرانی کنم و بعضی یک ساعت مطالعه می کنند و ده مجلس حرف می زنند.

مُنْتِسکیو:

کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمی دانید.

عماد کاتب:

تا به حال ندیدم کسی امروز کتابی بنویسد، مگر اینکه فردا می گوید: ای کاش این عبارت را تغییر می دادم که اگر چنین می نوشتم، بهتر بود و ای کاش این جملات را اضافه می کردم که اگر چنین می شد، نیکوتر بود و ای کاش این قسمت مقدّم بود که اگر چنین بود، جالب تر بود و این شگفت انگیز و مایه عبرت است و این خود، دلیل بر جهل و نادانی بشر است.

صادق طباطبایی:

کتاب را حافظه بشریت خوانده اند. مجموعه دانش و معارف تاریخ مدّون چند هزار ساله را در کتاب می توان یافت. هیچ کدام از وسایل ارتباطی، ژرفای لازم را در اندیشه و تفکر و حوزه قدرت خلاقیت انسان آن گونه که خواندن و نوشتن پدید می آورد، ایجاد نمی کند. از این رو ترویج کتاب و کتاب خوانی، وظیفه و رسالت اصلی دست اندرکاران فرهنگ و دانش جامعه ما می باشد.

در شرایطی که روابط پیچیده اجتماعی و مشکلات روزمرّه، توان مطالعه را حتی برای علاقه مندان به کتاب کاهش داده است، و وجود رسانه های سمعی و بصری خودی و غیرخودی، به دلیل سهولت برقراری ارتباط، اوقات فراغت آنان را پر می کند و به موازات آن، مشکل گرانی کاغذ و وسایل چاپ، نیازهای مالی دست اندرکاران به ویژه نویسندگان، مترجمان و مؤلفان را تأمین نمی کند، نمی توان برای گسترش عناوین و افزایش تیراژها و کشاندن انسان ها به دنیای کتاب، به شعار و موعظه بسنده کرد.

آثار هلاکت بار و چندجانبه رسانه های ماهواره ای و ابعاد خطرناک و مرموز آن، به اندازه کافی، روشن و چشم گیر است. اثرات سوء تلویزیون و تماشای آن، حتی در بزرگسالان، و نیز دگرگونی هایی که تماشای این جعبه جادو در کاهش قوای فکر جوانان و حتی خردسالان قبل از دوران دبستان برجای می گذارد، جای تردید، باقی نمی گذارد که رهبران جامعه باید همه توان و امکانات موجود خود را بسیج کنند و یک جریان و نهضت عمومی کتاب خوانی را تدارک ببینند.

به نظر نگارنده، این مسأله آن اندازه از اهمیت برخوردار است که حتی باید با اختصاص درآمد حاصله از فروش یک روز نفت در سال برای تهیه وسایل لازم چاپ و نشر، مقدمات توزیع ارزان و حتی در پاره ای از سطوح رایگان کتاب را تدارک دید. پرداختن سوبسید برای کتاب، بدون تردید، از تهیه پنیر و روغن ارزان کم اهمیت تر نیست.

اگر به ضرورت گسترش نشر کتاب و فراگیر شدن کتاب خوانی برای حفظ فرهنگ انسانی و تقویت قدرت دفاعی انسان در برابر یورش پیام آوران ویرانگر، اعتقاد داریم، باید از همه راه های ارشادی و تشویقی، بهره جوییم، و حتی با برگزاری مسابقه های منطقه ای و سراسری، شوق و ذوق را در افراد جامعه، به ویژه جوانان برانگیزیم.

هم‏صحبتی با کتاب

 

کتاب‏هانه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند. کتابی که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور می‏کشاند و کتابی که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. امام جواد(ع) می‏فرماید: «هر کس سخن گوینده‏ای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.»

جدّی‏تر فکر کنیم

بهار، همیشه خیلی زود می‏گذرد. بهار جوانی هم به یک چشم بر هم زدن از دست می‏رود، امّا همان مدّتِ کوتاه سرمایه همه زندگی است. کمی جدّی‏تر فکر کنیم تا این سرمایه به بطالت نگذرد. کتاب‏ها مثل نسیم بهاری روح و روان انسان را طراوت می‏بخشد، زلال دانش که در کتاب موج می‏زند، تشنگیِ جان را سیراب می‏کند و در سایه‏سار هم صحبتی و همدمی با کتاب، وجود انسان آرامش را حس می‏کند. اگر کتاب از خوبی‏ها، زیبایی‏ها و راستی‏ها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد.

مطالعه، فقط خواندن نیست، رفتن یک راه است، پا به پای جملات، دست در دست کلمات و لمس نزدیک همه آنچه در کتاب است. کتاب خواندن هنر است.

هدف خلقت

 

«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است. روز کتاب و کتابخوانی بر شما پیروان کتاب آسمانی، قرآن مبین مبارک باد.

شرافت کتاب

 

در عظمت و شرافت کتاب همین بس که خدای متعال به آن سوگند یاد می‏کند: «ن وَ القَلَم وَ ما یَسطُرُون؛ قسم به قلم و آن چه می‏نویسند» کتاب از برترین نعمت‏های الهی است که در پناهش بشر از حضیض و گرداب جهل به بلندای دانش می‏رسد و از تاریکی غفلت به روشنی دانایی پا می‏نهد. ما نیز کتاب را بزرگ بداریم.

نام خدا، آغازگر خوبی‏ها

کتاب اگر می‏خواهد روشنگر راه درست با شد، اگر می‏خواهد رشته رسیدن به روشنی‏ها و کشتی نجات از گرداب جهل باشد و اگر می‏خواهد دوست مهربان و مائده آسمانی روح و یار با وفا باشد، اگر می‏خواهد انتهایش خوبی و روشنی باشد، اگر هدفی دارد و اگر می‏خواهد شریف و عزیز باشد و خواندنش روح را صفا دهد، باید با نام خدا آغاز شود؛ امام ششم، امام صادق(ع) می‏فرماید: «لا تَدَع کِتابَةَ بِسمِ اللّه الرّحمن الرّحیم فی الْکِتابِ؛ در نوشتارت، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را وا مگذار»

کتاببیانگر شخصیت

کتاب‏ها پنجره‏هایی درون آینه تمام نمای ذهن نویسندگانشان هستند و بوستان‏هایی که از چهره دستی باغبانان نشان دارند. امیر مؤمنان؛ علی(ع) می‏فرماید: «کتابُّ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقْلِهِ وَ بُرهانُ فَضْلِهِ؛ نوشته آدمی، نشان عقل و نشاندهنده میزان فضیلت اوست»

کتاب‏ها، سپری در برابر آتش

کتاب‏های مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیدان‏اند و چنان گران بهایند که حضرت رسول(ص) در این مورد می‏فرماید: «المؤمنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَ رَقَة واحِدَةً عَلَیْها عِلْمٌ تَکُوُنُ تِلْکَ الورَقةُ یَوْمَ القیامَةِ سَتَرا فیما بینَهُ وَ بَیْنَ النّارِ؛ هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.»

نهج البلاغه؛ کتاب دل

امسال، سال مولا علی(ع) است و نهج البلاغه، فخر همه کتاب‏هاست. در فصاحت و بلاغت، شریف‏ترین؛ در معرفت و شناخت، بهترین؛ در علم و ادب، برترین و در نورانیت و معنویت عالی‏ترین. فرخنده باد سال مولایمان علی(ع) ـ گرامی باد. روز کتاب بر شیعیانش عشق به این کتاب مبارک باد.

نهج البلاغه؛ زینت کتاب‏

روز کتاب و کتابخوانی را با نهج البلاغه گرانقدر آذین می‏بندیم. دریای پرشور معرفت و خداشناسی، دانستنی‏ها و پندها، روشنگری‏ها و بینش‏ها که روح مشتاق ما را به بلندای آسمانِ فهم و درک می‏برد و کدورت کج فهمی و کژی را می‏زداید و به گوهر معرفت و شناخت آراسته می‏کند. خوشا به جلال و شکوه این کتاب و آفرین به شیعیان علی(ع) در این روز!

ژرف‏ترین اعجاز

کتاب و نوشتارِ هدفمند و حکمت‏آمیز، چونان ساحری روح آدمی را سحر می‏کند و مرواریدِ درخشان حقیقت و معرفت را بر ساحل فهم و درک او می‏کشاند. از این روی آخرین معجزه جاویدان پیامبر، شگفت‏ترین و ژرف‏ترین اعجاز خدا، در قالب کتاب آمده است تا روح آدمیان را در میان امواج موّاجش به کرانه‏های سعادت بکشاند و جان‏های مشتاق را به لقای الهی نزدیک کند. گرامی باد معجزه جاوید، گرامی باد کتاب شگفت و تحسین برانگیز مسلمانان، گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

کتاب، نعمت بزرگ خدا

کتابنعمت و بخشش بزرگ الهی، چراغ هدایت انسان و لطف بی‏پایان حضرت حق بر انسان است. کتاب آینه‏ای است که حوادث غایب از نظر و معانی نهفته در درون آفریده‏ها را روشن می‏کند و آن‏ها را از پسِ پرده مرور زمان و بُعدِ مکان حاضر می‏سازد، گویی حوادث قرن‏ها قبل و هزاران فرسنگ دور، در این لحظه اتفاق می‏افتد. و این نشان عظمتِ نعمت الهی است که بر بشر ارزانی شده است. سپس باید که متواضعانه قامت بلند ذهن را در برابرش خم کنیم و گرامیش بداریم.

کتاب‏های پاک

 

کتابی می‏آورم تا بخوانمش، کتابی که برایم از دل‏های بی ریا بگوید، از چشم‏های معصوم، از شهادت و دلیری شهادت طلبان. کتابی که برایم از نور بگوید، از پیامبر، از صورت زیبا و سیرت نیکویش، کتابی که برایم از عفاف بگوید، از پاک بودن، و از آسمانی و الهی بودن. کتابی که برایم از خوبی‏ها بگوید تا با آن در بهشت نیکی‏ها قدم زنم و دلخستگی‏ام را به سایه‏سار آرامش آرام دهم و تمام وجودم را از زیبایی‏ها و خوبی‏ها لبریز سازم. به راستی کتاب‏های پاک به اندازه دل‏های پاک، دوست داشتنی و مهربانند.

کتاب‏هادر سنجش ذهن

بعضی از کتاب‏ها چنان عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم می‏شود. بعضی آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان داده‏اند؛ فکرِ بلند هرگز کتاب‏های سطحی را نمی‏پسندد و فکر کوتاه و نارس هرگز نمی‏تواند به کتاب‏های عمیق و معنادار و با محتوا دست یابد. بنگریم چگونه کتابی می‏خوانیم!

قفسه‏های پر از کتاب

کتابخانه ‏اش پر و پیمون بود، کتاب‏ها همه زرکوب و زرنگار و رنگ‏ها همه متناسب و چشم‏نواز. قفسه‏های کتاب چیده و آراسته و کتاب‏ها مرتب و یک اندازه. ظاهر کتابخانه زیبا بود، امّا چرا کتاب‏ها عطر هیچ گلی را نمی‏پراکند؟ چرا از هیچ معنا و رنگی در آن‏ها چیزی نبود؟ چرا در هیچ کدام زلال فهم و شفافیت دانش نبود. به نظر مثل کویری خشکیده، خالی از هر مفهومی.روز کتاب و کتابخوانی، روز مسلمانان فرهنگ دوست و دانشور است که کتاب‏هایمان در آموزش معرفت و آداب، از همه آثار، برتر و والاترند. «قرآن» بزرگ‏ترین و آموزنده‏ترین کتاب آفرینش، کتاب ماست «نهج البلاغه» که دانستی‏ها و خورشید گرمی بخش هدایت و صلاح است، از آن ماست. صحیفه سجادیه که با شیرین‏ترین بیان، جامع دریای راز و نیازهاست، از ماست. ولی چرا می‏گوییم از آنِ ماست؟ از آن بشر است! از آنِ همگان است، زیرا «رحمةٌ للعالَمین» است.روز کتاب و کتابخوانی بر پیروان بزرگترین کتاب خلقت، «قرآن مجید» گرامی باد.کتاب مائده‏ای آسمانی برای روح است. بسیار ضروری‏تر از آن که فقط برای وقت گذرانی و سرگرمی خوانده شود. روح سرشار از استعدادمان را با خواندن کتاب‏های لهو و بیهوده، به سان بازیچه‏ها هدر ندهیم.

اساس و شالوده زندگی

خواندن کتاب‏های ارزشمند، اساس زندگی سعادتمندانه است. کتاب‏های ارزشمند، گوهرهای شب تاب زندگیِ پر از ظلمت و جهل‏اند. ریسمان‏های صعودند از ژرفای جهالت و تاریکی به اوج نورانیّت آسمان دانایی. دست از این گوهرها بر نداریم و آنها را گرامی بداریم.

سپاس از نویسندگان

کتاب ارزشمند، چونان درخت پرباری است که باغبانِ آن، سال‏ها عمرش را به پای آن صرف کرده و آن را با زلال دانستی‏ها و تجارب بارور نموده است؛ علف‏های هرز خیال وخطا را زدوده و با نور معانی و حقایق پرورش داده است؛ آن گاه با یک دنیا خلوص و مهر آن را در اختیار ما نهاده. باشد که مهربانیش را ارج بنهیم و سپاسش گوییم.

کتاب‏ها از عرش تا فرش

دنیای کتاب‏ها، دنیای شگرفی است. در این میان، نهج البلاغه نیز کتاب است؛ کتابی که قلب‏ها را روشن می‏کند و معرفتش در دل‏ها آتش عشق می‏افروزد و موج خداجویی و کمال‏طلبی‏اش، به سینه‏ها می‏کوبد. آیات شیطانی هم کتاب است. حاصل عمر سوخته فردی از تاریکی و ظلمت آمده. با این هدف پوچ که تمام چراغ‏های نوربخش دنیا را خاموش کند و ظلمت جهل و نادانی را در آسمان گیتی بپاشد. این کتاب است، آن هم کتاب؛ با تفاوتی به اندازه تفاوت نور و ظلمت.کتاب‏های سودمندِ علمی، پل ارتباط فکری بین ما و پیشینیانند؛ تنها آینه تمام نمای تلاش گذشتگان و یکتا چراغ فروزنده آنچه زمان بر آن پرده ابهام افکنده است. کتاب‏ها را پاس بداریم.

سیری بر فراز زمان و مکان

کافی است یک کتاب خوب انتخاب کنی و ورق‏هایش را یکی پس از دیگری از صفحه ذهن و دیده بگذرانی، تا قفس کوچک روزمرگی زندگی‏ات بشکند و از بیرون به گرداب تشویش‏ها و هیجاناتی که در آن غرق شده‏ای بنگری. از سیلاب تندگذر زمان سربلند کنی و به فرا سو نظر بیندازی. پرده‏های مکان را کنار بزنی و تا دورترها بروی. کتاب بابی است برای پرواز ذهن و خیال، آفرین به بالی که به آسمان خوبی‏ها پروازت دهد.

کتاب را بشناسیم

در زندگی امروزی با فریب‏های هزار رنگ شیطان، با دام‏های پر از دانه‏های دورویی، اگر کتابی بخوانی که سردرگمت کند، بی هدف و با مقصد بارت بیاورد و راه را نشانت ندهد، راه را گم خواهی کرد و به هدف نخواهی رسید و بیهوده خواهی رفت. روز کتاب، فرصت مناسبی است برای نگاهی دوباره و تازه به کتاب‏هایی که می‏خوانیم.

در زلال کتاب

اگر فقط روزی یک بار روح آزرده از دود و دم تردیدها و نادانی‏ها و سر و صدای خودکامی‏ها را در زلال چشمه کتاب‏های راه‏نما شست و شو دهیم، هرگز غبار خطا و اشتباه و آلودگیِ ندانستن و نفهمیدن روحمان را بیمار نخواهد کرد.

دوستان آشنا

کتاب‏ها دوستانی بسیار مهربان و رئوفند. در کم‏ترین فرصت بیش‏ترین بهره را می‏دهند، هر جا که بخواهی به سراغَت می‏آیند و در هر حالتی با تو سخن می‏گویند. کم‏ترین فرصت را برای دیدار می‏پذیرند و بر آنچه می‏گویند استوارند. بی‏تکلف و بی زحمت، همیشه میهمان مهر تو می‏شوند و یک دنیا دانش و فهم را برایت هدیه می‏آورند. گر چه هستند کتابنماهایی که در لباس فرهنگ و معرفت و هدیه‏شان جز ضرر نیست، امّا اگر هوشیار باشی، چنین به تو نخواهد رسید.

کتاب و بهره‏مندی

خواندن کتاب، کاری بسیار لازم و ارزشمند است، نباید آن را با چاشنی بی حاصلگی و هرزگی آلوده کرد. کتاب باید که مفید باشد. باید وقتی کتاب می‏خواهی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذرانده‏ای. باید کتاب‏ها بزرگوار باشند.روز کتاب و کتابخوانی بر باغبانان بوستان معرفت و ادب، نویسندگان و اندیشورانی که دانسته‏ ها و تجارب خود را در سفره اخلاص، بر صفحه‏های سفید کاغذ می‏نهند، خجسته و مبارک باد. دستانتان بر آفرینش و پرهیز و قلم‏هاتان همیشه استوار باد.

کتاب، رشته نجات

کتابی را باید خواند که از او بگوید؛ از او که جهان در ید حکمت و دانش اوست. کتابی را باید خواند که از انسان بگوید که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. کتابی را باید خواند که از بایدها و نبایدها بگوید؛ مثل چراغی در راه، در شبی تاریک. کتابی را باید خواند که دل را بیدار کند و قلب را امیدوار، دست و دل را به تلاش وا دارد و پای را به رفتن. کتابی را باید خواند که رشته‏ای برای بیرون آمدن از چاه جهل، به آسمان معرفت باشد. کتابی را باید خواند که شمیم عطرش مشام جان را از مستی معرفت و شناخت لبریز کند.کتاب خواندن یعنی یافتن دوستی تازه، یعنی یک پله بالا رفتن در دانستن و معرفت، یعنی گشودن یک پنجره از نور به روی زندگی، یعنی کنار رفتن پرده نادانی از پیش چشم حکمت و دانش و یعنی نفس کشیدن در هوای تازه دانستن و آگاهی. روز کتاب، روز دوستی‏ها و روشنی‏ها گرامی باد.

پاسداری از کتاب‏های سپید

از اوّل انقلاب تا کنون یکسره کتاب‏های سپید را خواندیم، آن‏ها که از خدا گفتند، از هدف خلقت، از تلاش ارزنده، از عشق به خوبی‏ها، و درونمان سپید شد. مگذاریم کتاب‏های سیاه بین کتابهامان رخنه کنند. با فکر بلندمان، با نور ایمانمان بایستیم و راه بر سیاهی ببندیم. زنده‏باد کتاب‏های سپید، کتاب‏های نور، کتاب‏های آموزنده و ارزنده و دور باد هر چه در آن از پوچی و بی دینی نشانی هست.

کتاب؛ راه رهایی

کتاب خواندن آزادی است. شکستن دیوار جهل و نادانی، شکستن حصار ندانستن‏ها. از زندان تاریک ناآگاهی بیرون رفتن و به دنیای روشن و پر تحرک دانایی و آگاهی قدم گذاشتن؛ پاینده باد رهایی و آزادی از جهالت. عزیز و گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

خواندن کتاب؛ سیر در معنی

خواندن یک کتاب، هجی کردن کلمات آن است، کتاب خواندن، فهمیدن است. باید نور دانستن را احساس کنی، باید روحت تازه شود، باید پرده از ندانستنی‏ها کنار رود، باید حس کنی چیزی در تو جوشیده، چیزی به دست آورده‏ای و رازی را گشوده و کشف کرده‏ای باید کتاب را با وجودت حس کنی. گوارا باد دنیای روشنِ درک و فهم‏های تازه کتاب

سوگند به کتاب

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم، ن، وَالقَلَم وَ ما یَسطُرُونخداوندا! یاریمان کن تا کتاب‏ها و نوشتارمان، در راه تو روشنگری کند. چنان کن کتاب‏هایی را که می‏خوانیم یا می‏نویسیم، شمیم عطر ایمان به تو را بپراکند و مخواه که کتاب ـ این آفریده ارزشمند و گرامیت ـ دریچه‏ای به سوی کژی و انحراف و تاریکی باشد. خدایا! کتاب‏ها نعمت‏های عظیم و عزیز تواند که به آن‏ها قسم یاد کرده‏ای، یاریمان کن قدرشان را بدانیم و بتوانیم تو را سپاسگزار باشیم.


کتابخوانی از جمله صفاتی است که بسیاری از ما علاقه داریم واجد آن باشیم، اما اکثر ما وقت و حوصله کافی را به خواندن کتاب اختصاص نمیدهیم. سعی کرده ایم با کمی مطالعه و جستجو، برخی از مهمترین نکات در مورد کتابخوانی را گردآوری کنیم.

قبل از هر چیز باید ببینیم  چه عواملی مانع مطالعه ما میشوند  تا در مورد رفع آنها فکر کنیم:

۱) احساس میکنیم سرعت خواندن ما بسیار کند است و پیشرفت خوبی نداریم.

۲) مطالعه کتابها را آغاز میکنیم اما آنها را به پایان نمیبریم.

۳) در زمان مطالعه کردن، نمیتوانیم به شکل کامل و مناسب، تمرکز داشته باشیم.

۴) کتابخوانی برای ما خسته کننده است.

۵) حوصله متن های طولانی را نداریم.

۶) کتابخوانی و مطالعه در کوتاه مدت برای بسیاری از ما، لذت ایجاد نمیکند.

۷) بسیاری از کتابهایی که میخوانیم به «توصیه» یا «تحمیل» دیگران تعیین شده است.

۸) خواندن یک کتاب به تنهایی (و بدون مشارکت دیگران) کاری است که حوصله بسیار میخواهد که از حد توان بسیاری از ما خارج است.

۹) در لحظاتی که تصمیم به مطالعه و کتابخوانی میگیریم، کتاب مناسبی در اختیار ما یا در ذهن ما وجود ندارد.

در مورد هر یک از این نکات، موارد زیر را در نظر بگیرید:

۱) کلاسهای تندخوانی در سراسر جهان، به شرکت کنندگان خود این وعده را میدهند که میتوانند سریع تر و بهتر بخوانند. این حرف تا حد زیادی درست است. ما چشم های خود را به شیوه درست روی متن حرکت نمیدهیم. گاه یک جمله یا پاراگراف را چند بار میخوانیم و …

اما در کنار رفع این ایرادها، واقعیت این است که یادگیری تکنیکهای تندتر خواندن الزاماً مزیتی ایجاد نمیکند. شاید برای خواندن رمان یا روزنامه ها، تندخوانی مفید باشد، اما در مورد کتابهای آموزشی چنین نیست. بسیاری از کتابها را باید مثل آب، جرعه جرعه نوشید تا اثر آن مشخص و محسوس باشد. ضمن اینکه #یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را «یاد» نمیگیرد.

۲) هیچ دلیلی وجود ندارد که کتابی را که آغاز کرده اید به پایان ببرید. کمال گرا نباشید. ممکن است چند کتاب را ببینید و بگیرید و بخوانید و در نیمه راه رها کنید. ایراد از شما نیست. بلکه شاید کتاب مناسب و جذاب را پیدا نکرده اید. مطمئن باشید پس از مدتی که سلیقه کتابخوانی خود را بهتر بشناسید، این نوع کتابهای نصفه و نیمه، سهم کمتری را به خود اختصاص خواهند داد.

۳) خیلی بدیهی به نظر میرسد. اما مهم است که قبل از شروع به خواندن کتاب، اینترنت و موبایل و تلویزیون از شما دور باشد. تماسهای مهم را قبل از کتابخوانی بگیرید. ایمیل های مهم را قبلاً چک کنید. وبگردی ها را انجام دهید و آنگاه، به سراغ مطالعه بروید.

۴) ترجیحاً مکان مشخصی را برای مطالعه در منزل یا محل کار در نظر بگیرید. مطالعه باید لذت بخش ترین فعالیت ما باشد. برای مطالعه، لازم نیست شرایط «حبس در سلول انفرادی» را ایجاد کنید. بهتر است قبل از شروع به مطالعه، در کنار خود، چای یا هر نوشیدنی یا خوراکی دیگری را که مورد علاقه تان است، قرار دهید، تا در ذهن شما، لحظات کتابخوانی با خاطره های خوب ثبت شود. فراموش نکنید که ما هم مانند هر موجود دیگری، به سادگی شرطی میشویم.

۵) متأسفانه این ویژگی عصر ما و نسل ماست که به متنهای کوتاه و مینیمالیستی (به معنای عام آن نه به معنای ادبی آن) علاقمند هستیم. فیس بوک و توییتر و … ما را عادت داده اند که متن های کوتاه بخوانیم. جملات طولانی در فیس بوک، عموماً لایک نمیشوند و به اشتراک گذاشته نمیشوند. اما واقعیت این است که جملات کوتاه، ممکن است به صورت لحظه ای احساس خوب ایجاد کنند یا الهام بخش باشند، اما هرگز اثر یک متن طولانی را ندارند. برای ترویج عادت مطالعه، لازم است از فضاهای مینیمال کمی فاصله بگیریم. نه اینکه فیس بوک و توییتر و … را ترک کنیم. اما به خاطر داشته باشیم که عادت دائمی به خواندن متن های کوتاه، حوصله ما را در مطالعه متن های طولانی کاهش میدهند.

۶) یکی از لذتهایی که بسیاری از کتابخوان ها تجربه کرده اند، صحبت با دیگران در خصوص کتابهایی است که خوانده اند. این فرصت را از دست ندهید. اگر فرصت محدودی دارید و نمی‌توانید با دیگران، بنشینید و سر حوصله صحبت کنید، شاید راه اندازی یک وبلاگ ایده خوبی باشد. میتوانید پس از مطالعه هر کتاب، خلاصه کتاب یا نظرات خود را آنجا بنویسید. راه اندازی وبلاگ با استفاده از سرویسهایی مثل پرشین بلاگ یا بلاگ فا یا …، کار دشواری نیست.

۷) استفاده از نظر دیگران در کتاب خواندن خیلی خوب است. اما همیشه به یاد داشته باشیم که سلیقه انسانها در خواندن کتاب متفاوت است. هیچ ایرادی ندارد اگر شخصی که او را بسیار قبول دارم، کتابی را توصیه کند و من پس از خواندن چند صفحه، احساس کنم که آن کتاب، کتاب من نیست. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، می آموزیم که مطالبی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آنها مجبور کرده اند. دقت کنیم که در ادامه زندگی، این عادت ناپسند را ادامه ندهیم…

۸) اگر میتوانید، با دوستان خود به صورت هماهنگ، یک کتاب مشخص را بخوانید و در مورد آن بحث کنید.

۹) اکثر کتابخوان های حرفه ای، لیستی از کتابهای خوب را در دفتر یادداشت یا تلفن همراه خود دارند و هر جا نامی از کتابی میشنوند، آنجا یادداشت میکنند تا در زمانی که فرصتی برای خرید کتاب یا مطالعه دست میدهد، «دست خالی» نباشند. شاید مراجعه به فهرست #معرفی کتاب در متمم نقطه شروع خوبی باشد.

بسیاری از افراد کتابخوان، در یک ویژگی مشترک هستند. این افراد، به جای اینکه مقید باشند در ساعات خاصی از روز، جایی ببنشینند و کتاب بخوانند، همیشه همراه خود یک کتاب دارند تا در کوتاه ترین فرصتها، به خواندن آن بپردازند. شاید رها کردن بسیاری از لذتها و تفریحات و خواندن کتاب در یک ساعت مشخص در منزل یا محل کار، سخت و دشوار باشد، اما مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است.

بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم. زمانی که از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشه ای مینشینیم و کتاب ورق میزنیم. شاید این کار در کوتاه مدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی میکند و ذهن ما عادت میکند که «کتاب»، «همراه لحظات تلخ زندگی» ماست.