موسیقی یا موزیک (به فرانسویmusique) که در فارسی به آن خنیا هم گفته می‌شد، یکی از فعالیت‌های بشری است که مادهٔ تشکیل‌دهنده آن صدا و سکوت است. عناصر اصلی تشکیل‌دهنده موسیقی شامل نواک (تعیین‌کننده ملودی و هارمونی) و ریتم است.

ریشه واژهٔ خنیا وموسیقی

خنیا از ریشه «خونیاک» زبان پارسی میانه و «هو نواک» اوستایی است که خود آن از دو بخش تشکیل شده: «هو» به معنای نیک، زیبا، خوش (برای نمونه در واژهٔ «هومن» به معنای نیک‌اندیش)، و  «نواک» به معنای نوا. در کل هونواک، خونیاک و خنیا به معنی «نوای خوش» است.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیلهٔ آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش‌آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز  نامیده می‌شود.

واژهٔ موسیقی از واژه‌ای یونانی و برگرفته از واژهٔ (Mousika) μουσική و مشتق از واژهٔ Μοῦσαι می‌باشد. 

سه نظریه زیبایی شناسی دربارهٔ موسیقی وجود دارد:

موسیقی به مثابه زبان احساسات
موسیقی به مثابه نماد احساس
ذات موسیقی صدا و حرکت است

بسیاری از پدیده‌های طبیعی مانند آبشار و وزش باد از میان برگ‌های درختان و نوای طبیعی موسیقی ایجاد می‌کنند. پس باید بپذیریم موسیقی پدیده‌ای است در فطرت آدمی. از آنجا که موسیقی، یکی از زیر مجموعه‌های فرهنگ، در همه جوامع وجود دارد، و گاه با افسانه‌ها و حکایت‌ها و احساسات آمیخته شده است.

موسیقی به روشهای بسیاری تقسیم‌بندی می‌شود.

بر اساس دورهٔ هنری پیدایش

موسیقی گریگورین
موسیقی دوره باروک
موسیقی کلاسیک

بر اساس ساختار آوا شناسی

کوانتو تونیک (موسیقی دارای نت‌های جداگانه مشخص با فاصله موسیقیایی)
استریم تونیک (موسیقی بدون فواصل - موسیقی دارای نتهای پیوسته)

بر اساس ساختار گامها

گام کروماتیک
گام دیاتونیک

بر اساس تعداد نت‌ها در گام:

پنتاتونیک یا پنج صدایی (مانند موسیقی ژاپن)
مونوتونیک یا تک صدایی (مانند برخی سازهای تک‌نت همچون برخی شیپورهای نظامی و یا سوت‌سوتک)
هگزاتونیک

از دیدگاه ضرباهنگ

موسیقی بی‌ضرب - آن است که دارای وزنی آشکار نباشد که نمونهٔ آن برخی آوازهای موسیقی ایرانی هستند.
موسیقی آهنگین یا رِنگ (Rhythmic) به موسیقی‌هایی گفته می‌شود که دارای وزن باشد مانند آهنگ‌هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛ پیش درآمد، مارش و غیره.
لارگو (خیلی آرام و آهسته)
آداجیو (آهسته)
پرستو (خیلی تند)
آلگرو (تند)
آندانته (معمولی)
آلگرتو

از دیدگاه ناحیه پیدایش







  •  
  •  
  •  
    • موسیقی کانتری

     

  •  

(و بسیاری نواحی دیگر)

از دیدگاه خاستگاه معنایی-کلامی و جایگاه اجتماعی


موسیقی آیینی (به عنوان مثال موسیقی عرفانی و یا موسیقی صوفی گری موسیقی عروسی و یا عزا)




نوحه خوانی
تواشیح

از لحاظ اولویت کلام یا ساز

  •  
  •  
  •  
    • موسیقی بی‌کلام

     

  •  

از دیدگاه کاربردی

موسیقی درمانی مانند موسیقی زار جنوب ایران و یا موسیقی‌های مخصوص آرامش و مدیتیشن
موسیقی رقص

موسیقی نظامی (مارشه)

از لحاظ سازبندی (ارکستراسیون) و آوایی

موسیقی تک سازی (Solo)
موسیقی سمفونیک

دو نوازی (دوئت)
سه نوازی (تریو)
چهارنوازی (کوارتت)
موسیقی تلفیقی (فیوژن)

موسیقی آرشه‌ای (مانند کوارتت زهی، گروه سازهای بادی)
موسیقی آوایی (وکال) - مانند آثار ارکستر آوازی تهران و یا گروه کر کلسیا

بر پایه فرم موسیقی

سونات
سمفونی
پرلود (پبش درآمد)
مینوئت
پیشنوا (اُورتور)
کنسرتو
لایتموتیف یا نغمه معرف (leitmotiv به معنی نغمهٔ راهبر یا شاخص)

بر اساس دستگاه یا مقام که برای موسیقی سنتی ایرانی هفت دستگاه به همراه ۵ آواز برمی‌شمارند مانند دستگاه ماهور، دستگاه شور، آواز بیات ترک. هر دستگاه می‌تواند تعدادی «گوشه» داشته باشد. همچنین در موسیقی ایرانی ۱۲ مقام برشمرده‌اند مانند مقام راست، زیر، اصفهان، حجاز.

نوشتار اصلی: تئوری موسیقی

تئوری موسیقی نظریه‌ای دربارهٔ نگارش و ساختار و قواعد موسیقی است. تئوری موسیقی از قرنهای گذشته ابداع شده و به تدریج کامل‌تر شده‌است. تئوری موسیقی شامل تحلیل نت‌های ملودی و نیز بررسی آنها از دیدگاه نگارش (نت نویسی)، ریتم، هارمونی (هماهنگی عرضی نتها)، کنترپوان (هماهنگی طولی نتها) و … است. در تئوری موسیقی به بررسی پویایی و دینامیک موسیقی نیز می‌پردازند و آن بستگی به نرمی یا سختی صداها و نت‌ها دارد. می‌توان تئوری موسیقی را براساس روابط ریاضی نیز مطرح کرد. در این صورت از روشهای ریاضی برای تحلیل موسیقی استفاده  می‌شود.

آلت موسیقییا ساز به ابزار نواختن موسیقی گفته می‌شود.

اگرچه هر وسیله‌ای را که صدا بدهد می‌توان ساز دانست ولی در این مقاله منظور از ساز وسایلی است که صرفاً برای اجرای موسیقیساخته شده است.

احتمالاً قدیمی‌ترین وسیله تولید موسیقی صدای انسانی است. بعد از آن شاید انواع سازهای کوبه‌ای و پس از آن سازهای بادی قدمت بیشتری دارند. یک قطعه استخوان سوراخ شده مربوط به دورهانسان نئاندرتال را قدیمی‌ترین ساز بادی کشف‌شده می‌دانند.

نی

نی از قدیمی‌ترین این نوع است و شامل یک لوله استوانه‌ای از جنس نی بوده که دارای هفت بند و شش گره‌است. نی از دسته سازهای محلی است و تقریباً در تمام نقاط ایران معمول و رایج است.

سرنا

سرنا ساز دیگری از خانواده آلات موسیقی بادی است که در تمام نقاط ایران معمول است و شامل سرنای بختیاری و آذربایجانی و خراسانی است. در ایران این ساز به همراه دهل و یا نقاره نواخته می‌شود. لازم است ذکر شود که نواختن این ساز در نقاط مختلف کشور در مواقع خاصی و به منظورهای مختلف انجام می‌شود. درلرستان و کردستان با نواختن دهل و سرنا مرگ کسی را خبر می‌دهند و در شمال به همراهی طناب بازها سرنا نواخته می‌شود و در آذربایجان غربی، روستائیان در عروسی‌ها حین رقص چوبی، سرنا می‌نوازند.

کرنا

کرنا: سازی قدیمی و تاریخی است که در استان‌های مختلف ایران به شکل‌های متفاوت ساخته و اجرا می‌شود. مهمترین کرناها، کرنای شمال، گیلان و کرنای مشهد و بختیاری است. این ساز بیشتر در فارس و چهار محال و گیلان مورد استعمال قرار می‌گیرد.

نی انبان

نی انبان بیشتر در جنوب ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد و در بعضی نقاط ایران آن را " خیک نای " نیز می‌نامند.

آلات موسیقی زهی کششی و زخمه‌ای

کمانچه

یکی از قدیمی‌ترین سازهای زهی، کمانچه است که اولین شکل ویولون امروزی است. این ساز نقش تک نواز و همنواز، هر دو را به خوبی اجرا می‌کند. کمانچه سازی ملی است. در تمام استان‌های ایران نواختن آن متداول است و بیشتر در میان طوایف لر و بختیاری رواج دارد. این ساز در مناطق مختلف ایران دارای اشکال و فونکسیون گوناگونی است. به عنوان نمونه کمانچه ترکمنی کوچک‌تر و یک سیم کمتر دارد. امروزه این ساز در گستره آلتو هم مورد استفاده است. از سازهای دیگر می‌توان از قیچک نام برد که قژک هم می‌نامند. این ساز امروزه در گستره باس هم ساخته و نواخته می‌شود. در این دسته می‌توان از چند ساز گمشده در طول تاریخ هم نام برد: دلربا و رباب زهی

بربط

بربط سازی ایرانی از خانواده سازهای رشته‌ای مفید که به آن " العود یا لوت " نیز می‌گویند. ساختمان این ساز شبیه گلابی است که از درازا به دو نیم شده‌است. دارای کاسه‌ای بزرگ و دسته‌ای کوتاه که در آغاز سه رشته سیم داشته‌است. ابعاد ذکر شده از بربت در کتب قدیم با عود امروزی تفاوت داشته است.

رباب

این ساز زهی است از چهار قسمت شامل شکم خربزه مانند، سینه، دسته و سر تشکیل شده‌است. سیم‌های رباب در قدیم از روده و امروز از نخ نایلون ساخته می‌شود و مضراب رباب از پر مرغ ساخته شده‌است. این ساز اساساً سازی محلی است و بیشتر در نواحی بلوچستان معمول است و همچنین در نواحی سیستان نیز نواخته می‌شود.

تار

تار یکی از سازهای زهی اصیل ایران است که یک شکم چند قسمتی دارد و دارای شش تار می‌باشد. از این گروه سازها، سه تار و دو تار را می‌توان نام برد که نوازندگی دوتار در ترکمن صحرا و نواحی خراسان بسیار معمول می‌باشد. سازهای گلابی شکل در طول تاریخ دچار تکامل و تغییر شده است. این تغییر از ساختمان اصلی دوتار؛ در ابعاد گوناگون شروع شده و به سازهای امروزی رسیده است.

گیتار

گیتار یکی از دیگر سازهای زهی است که انواع مختلف، چهار سیم، شش سیم، هشت سیم، دوازده سیم و… و به دسته‌های گیتار کلاسیک، گیتار آکوستیک و گیتار الکتریک تقسیم می‌شود. این  ساز زهی با پیک یا انگشت نواخته می‌شود. این ساز ریشهٔ اسپانیایی دارد.

آلات موسیقی ضربی

از سازهای ضربی معروف ایرانی دهل و تنبک و نقاره در ابعاد و شکل‌ها و کاربردهای گوناگون و دایره ودف و دهلک و کسسر و . . . می‌باشند.

دهل

این ساز از استوانه کوتاهی از جنس چوب که قطر دایره آن حدود یک متر و ارتفاع آن ۲۵ تا ۳۰ سانتی‌متر است تشکیل شده و بر دو سطح دایره‌ای شکل آن پوست کشیده شده‌است. مضرابش دو چوب یکی به شکل عصا و دیگری ترکه‌ای نازک می‌باشد. دهل سازی کاملاً محلی و بیشتر همراهی کننده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کردستان و خراسان بیش از سایر جاها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دایره

این ساز ضربی که از حلقه‌ای چوبی تشکیل گردیده که بر یکی از سطوح جانبی دایره‌ای شکل آن پوست کشیده شده‌است، این ساز را با ضرب سر انگشتان هر دو دست می‌نوازند. سازی است همراهی کننده با سایر سازها. دایره در حال حاضر در مناطق مختلف ایران مورد استفاده قرا می‌گیرد مثل خراسان شمالی کرمانج‌ها و آذربایجان و سلیر مناطق. این ساز در موسیقی شهری نیز کاربرد  دارد. در بعضی از مناطق ایران اشکال غیر گرد نیز موجود است. دایره شش و هشت گوش خراسان جنوبی.

طبل

طبل یکی دیگر از سازهای ضربی که کوچکتر از دهل می‌باشد و مضراب آن دو کوبه چوبی است و آن را در مراسم عزاداری در اکثر مناطق ایران می‌نوازند. می‌توان گفت این ساز حداکثر ۱۰۰ سال است  که در مراسم عزاداری مرسوم شده و جای دهل را گرفته است و در مناطق غیر شهری ایران کمتر معمول است.

تنبک

تنبک سازی است از پوست و چوب (معمولا گردو) و از دو قسمت گلویی و استوانه‌ای تشکیل یافته، سطح بالایی آن از پوست و قسمت گلویی آن که با دهانه‌ای گشاد دارد باز می‌باشد. تکنیک نواختن  این ساز با دو دست و انگشتان به گونه‌ای است که آن را جزو پر تکنیک‌ترین سازهای کوبه‌ای قرار داده است.

آلات موسیقی زهی کوبه‌ای

ساز منحصربه‌فرد ایرانی که در این تقسیم‌بندی قرار می‌گیرد سنتور است. این ساز شامل جعبه‌ای ذوزنقه‌ای است و از هفتاد و دو رشته سیم سفید و زرد تشکیل یافته‌است.

سنتور اساساً سازی است که قابلیت تکنوازی و همنوازی را داراست و نواختن آن در تمام استان‌های ایران متداول است.

شناختن مبدأ و منشأ موسیقی برای ما کمال استفاده را دربردارد، زیرا کشف این نکته به شناسایی ماهیت موسیقی کمک بسیاری می‌نماید، و به همین دلیل است که تا کنون دانشمندان و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی داشته‌اند، که از میان آنها سپنسر، نیچه، هاوس اگر، و هردر را باید نام برد.

در دوره‌های اخیر، دانشمندان و محققان، با تحقیق در احوال ملل ابتدایی وحشی و نیمه‌وحشی، طریق مطمئن‌تری برای تحقیق در این زمینه برگزیده‌اند. فرانسویان قبل از دیگران به مطالعه در این باره پرداختند.

نخست ژان ژاک روسو در اثر خود به نام فرهنگ موسیقی ۱۷۶۷ و بعد از او دولابور در کتاب تحقیقی دربارهٔ موسیقی قدیم و جدید ۱۷۸۰ این بحث را پیش کشیدند مردم سیاحت‌پیشهٔ انگلستان نیز پس از فرانسویان به تحقیق در این موضوع پرداختند و در این اواخر آلمانی‌ها تحت عنوان علم موسیقی سنجشی به این تحقیقات رونق عمیق بسیاری بخشیدند.

موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود.شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سالها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، ویونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند.  موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

دستگاه شور
دستگاه سه‌گاه
دستگاه چهارگاه
دستگاه همایون
دستگاه ماهور
دستگاه نوا
دستگاه راست‌پنج‌گاه

موسیقی راک گونه‌ای موسیقی عامه‌پسند است که در دهه ۵۰ میلادی تحت عنوان راک اند رول شکل گرفت و در دهه ۶۰ و بعدتر به طیف گسترده‌ای از سبک‌های موسیقی، به ویژه در ایالات متحده آمریکا و بریتانیا گسترش یافت. موسیقی راک ریشه در راک اند رول دهه ۴۰۰ و ۵۰ دارد که خودش شدیداً متأثر از ریتم و بلوز و سبک کانتری است. موسیقی راک تحت تأثیر ژانرهایی نظیر فولک و بلوز است و تأثیراتی از موسیقیجز و کلاسیک را نیز در خود گنجانیده است.

راک اند رول و راکابیلی نفوذ عمده‌ای در موسیقی راک داشتند. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن می‌آید و در سال ۱۹۶۰۰ که موسیقی راک انگلیسی توسعه یافت، واژه «موسیقی راک» عمومی و مردمی‌تر شد. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان به‌عنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم می‌شود) به‌کار می‌رود. موسیقی راک با توسعه و گسترش سبک خود و تداخل با موسیقی انگلیسی و نفوذ آن، و علی‌رغم محدودیت‌ها و شرایط اجتماعی، یک پدیده فرهنگی بین‌المللی شد. موسیقی راک، شامل انواعی از سبک‌های مختلف و متنوع است که از مقبولیت عمومی گسترده‌ای برخوردار هستند.

در دهه شصت میلادی که از آن به عنوان عصر طلایییا دوره کلاسیک راکیاد می‌شود شماری از سبک‌های زیرمجموعه موسیقی راک پدید آمدند نظیر بلوز راک، فولک راک، کانتری راک، جز- راک فیوژن که بسیاری از آن‌ها سهم بسزایی در گسترش سایکدیلیک راک داشتند که متأثر از جلوه‌های ضدفرهنگی بود. سبک‌های جدیدی که از این جلوه‌ها زاده شدند شامل پراگرسیو راک بود که المان‌های هنری را گسترش می‌داد؛ گلم راککه سبک‌های بصری و نمایشی را پررنگ می‌کرد؛ و زیر شاخه‌های اصلی هوی متال که در عین تنوع بر قدرت صدا و سرعت تأکید داشتند. در نیمه دوم دهه هفتاد پانک راک همزمان با تقویت کردن و به مقابله برخاستن با این گرایش‌ها به تولید شکل نوپا و پرانرژی موسیقی می‌پرداخت که با نقدهای آشکار سیاسی و اجتماعی هویت می‌یافت. پانک با گسترش پی در پی دیگر سبک‌ها که شامل نیو ویو و پست پانک و در نهایت جنبشآلترناتیو راک بود، به دهه هشتاد نفوذ کرد. از دهه نود آلترناتیو راک بر راک غالب شد و خودش به زیر شاخه‌های گرانج، بیت پاپ و ایندی راک تقسیم گشت. بعلاوه سبک‌های فرعی از جمله پاپ پانک و رپ راک و رپ متال از آن تاریخ پدید آمدند و نیز بازنگری تاریخ راک نشان از آن دارد که سبک‌هایی نظیر گاراژ راکپست پانک و سینت پاپ در آغاز هزاره جدید جانی دوباره یافتند.


آواز خواندن، کنشی است که با خود هزاران معنا از کنج و گوشۀ دل مردم برچیده و به خود آنان می‌نماید. خواندن، مهارتی است که دارای زیبایی شناسی خاص خود بوده، بیانی از زندگی جمعی می‌آفریند. ترانه‌ها و تصنیف‌های ایرانی، تعمیمی از نداها و زمزمه‌های گروهی مردم گوشه و کنار این سرزمین هستند. موسیقی‌ای که بازنمای وجود، زندگی و احساس است، در نوع ایرانی آن، متکی بر گوشه‌های آوازی است که سرشار از احساسات ماندگار مردم بوده، به گستردگی جغرافیای فرهنگی ایران شکل گرفته است. آواز خواندن محمدرضا شجریان، باراندن خطی ممتد از صدا بود که از چیده شدن واژه های شعر بر گوشه‌های آوازی خلق می‌شد. 

او از ادای خطوط صدا، تصانیفی خواند که از سوار شدن گوشه‌های هفت دستگاه بر موج‌های زمان، کاروانی از پایداری، همبستگی و بیان می آفرید. بیان در آواز ایرانی، عبارت از شعری است که خود سرشار از قواعد ادبی بیان است. بیان، ادای گوشه‌هایی که از جغرافیای تاریخی احساس مردم برگرفته شده، بر بستری از صدای سازهایی که سرشار از آوای طبیعت‌اند، می‌غلطد. موج‌های صدای او، از احساس‌های انباشته شده مردم و پروازهای نفس انسانی او بر خاسته، به بانگ‌هایی انجامید که نمونه‌های بی نظیری از آواز ایرانی هستند. او از غوغای جهان ایرانی، غوغای جانی آفریده است.

خود شعر به عنوان پاره‌های بامعنای صدا، دارای معرفتی عمیق از زندگی و سخن ناب روزگار است. شعر، منطقی درونی دارد که از رهیافتش به معنای زندگی شکل می گیرد. آن چه احساس را در خواندن شعر می آفریند، معنایی است که توسط شاعر در جملاتی پر شده و مهم‌تر از آن، داشتن چشمانی بینا و قلبی شاعر است که آن معنای راستین را از شعر بگیرد. خواننده، یک شعر را با تمام احساس و معنای ناب آن، از شاعر گرفته و دوباره خلق می کند. 

خواندن می تواند دارای اسلوبهای بیانی صدادهی و دمیدن بر نفس نیز باشد. این نوع کنش یا دیالوگ با مردم، مهارتی است از عمق درون که به استخراج احساس فردی خواننده از دنیای نیوشیده شده بر میخیزد. او در اوج خواندن، در حال شهود احساس از شعر و بیان آن است. خواننده ادراک کننده ای ناب از حسی است که می‌توان آن را از رساترین صدای گویای شعر دریافت. او همین درک صحیح را با  حسی که از آن خود ایران است به او بازپس می داد. اینک او، نجوای درونی ما است.

اما خواندن شعر، تصادفی و بازی بی هزینه با احساس نبوده و خواندن یا تولید آواز، موضوعیتی ناب از دریافت احساس از فضای اجتماعی می‌طلبد. هر خواندنی، موضوعیتی در زمانی می‌طلبد و هر شعری فرصتی برای رهایی احساس و خرق معنا پیش می‌گذارد. ساختن مجدد معنا، از تطبیق حس‌های نهفته شده در شعرها با زندگی و روزگار برخاسته و برای او فرصت تفسیر یا سرودن معنا می‌داد. محمدرضا شجریان، انسان موقعیت شناسی بود که احساس را از زندگی مردم دریافت، و آن را با شعری ناب بیان میکرد. او شعر را در فضای خاصی از وجود و ادراک زمانه خوانده، با دریافت و بیان احساس روحی تازه در جان می‌دمید. یک خوانندۀ جاودانه، کسی است که شعر و شعور را نیوشده و آن را با غنی ترین احساس بیان کند. 

از طرفی فردیت و عمر هنری خواننده نیز اهمیت زیادی در آفرینش احساس او دارد. تاریخ زندگی او، می‌تواند او را مانند قهرمانان قومی، مترجم احساس مردم یا چون آوازه ای گذری که محتاج نان است بنماید. تولید صنعتی موسیقی نیز، می‌تواند خواننده را همانند دوره گردی که سبک زندگی میفروشد، گذرا و بدون پیوند با تاریخ زندگی مردم سازد. اما تولید پیوستۀ معنا و تبدیل شدن به ذات زندگی مردم، مختص خواننده ای است که می‌تواند مرشد معنا و راهنمای احساس مردمش باشد. شجریان کسی است که فردیت خود، طبیعت صدا و هیجان خواندنش را از خیزش احساس مردم گرفته و با معرفتی از ذخیرۀ زبانی گیرای همان جماعت بیان کرد. او زندگی ایرانی را به آواز ترجمه کرده است.

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد ان روزگاران یاد باد

در فرهنگ‌ها مطلقِ صوت و صدا ذکر شده‌است، اما در موسیقی به‌معنی عام سرود، آهنگ و بانگ موزون زیر و بمی که از گلوی انسان و یا از سیم انواع  سازها برآید، تعبیر شده‌است.

کی بُوَد آوازِ چنگ و زیر و بم   ازبرای گوش بی‌حس و اصم؟

در بعضی از ردیف‌های موجود، ازجمله ردیف مهدی قلی هدایت، واژهٔ آواز درکنار گوشه‌های دیگر و به‌صورتی قرار گرفته که به‌نظر می‌رسد آواز، نام یکگوشه بوده‌است. البته در متون نظم و نثرِ گذشته واژهٔ آواز به هریک از دستگاه‌های موسیقی و شعب آن اطلاق می‌شد و گاهی نیز معنای نواختن ار آن  مستفاد می‌گردید.

سراینده‌ای این غزل ساز کرد   دف و چنگ و نی را هم‌آواز کرد

زمانی آواز قبل از نام مقام‌ها و گوشه‌ها قرار می‌گرفت، و چنان‌که از صفحات ضبط‌شده پیداست، آواز منصوری، آواز حاجیانی، آواز راک و... ثبت شده‌است.

در نخستین متن‌های تجلی این اصطلاح (آواز) نسخهٔ دستگاه ماهور است که در سال ۱۹۱۱ م توسط سالار معزز در لایپزیک چاپ شده‌است که در آن آواز بختیاری، آواز بیات ترک و... ثبت شده‌است.

بعدها کلمهٔ دستگاه را به‌جای آواز برگزیدند و فرصت شیرازی نیز دراین‌باره در کتاب بحورالالحان مطالبی عنوان کرده‌است.

مغنّی سحرگه به آوازِ رود   بیاد آور آن خسروانی سرود
سر فرا گوشِ من آورد و به آوازِ حزین   گفت کای عاشق شوریدهٔ من خوابت هست؟

امروزه، علاوه بر معنای عام، معنای خاصی از واژهٔ آواز در موسیقی ایران ثبت شده، و آن پنج آواز، یعنی افشاری، ابوعطا، بیات ترک، دشتی و بیات اصفهان است، و این به آن معنا نیست که مجاز نباشیمبیات کرد را آواز بیات کرد بنامیم، زیرا بعضی تقسیم‌بندی‌ها به‌تناسبِ ذوق و سلیقه یا به‌طور سماعی انجام گرفته و نه برمبنای علمی.

آواز در موسیقی ایران وزن (میزانی) خاصی نیست و اجرای موزونِ آواز به ذوق و تخصص خواننده و نوازنده منوط و وابسته است (وزن آواز در موسیقی ایران مقوله‌ای جداگانه است).

دیگر از خصوصیات آواز در موسیقی ایران، متد معینِ تحریر، نحوهٔ درآمد و فرود، اوج و حضیض، انتخاب شعر و ادای مفهوم صحیح واژه‌ها و رعایت تناسب حالات است. تناسب در آوازها موجب زیبایی در استماع است؛ چه، آوازها دارای کیفیات گوناگونی هستند، مانند آهستگی، بلندی، نرمی، سختی، جنبش، نشاط و...

آواز به‌معنی وزن هم ذکر شده. در تعریف هزج آمده: «آواز هفدهم از هفده بحر اصول». آواز را ازلحاظ علمی می‌توان تسلسل «ملودی-مدل» ها در حول یک یا چند نت معین به نام شاهد نامید.

از مهم‌ترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (موسیقی) در جهان، باید از آنچه در چوغامیشِ خوزستان برجای مانده یاد کرد که در سال‌های ۱۹۶۱–۱۹۶۶ م یافت شده‌است. این مُهرنگاره ۳۴۰۰ساله، سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر (نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران نشان می‌دهد که آنان نخستین دستهٔ خنیاگران (ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای چنگ و دیگری شیپور و آن دیگر تنبک می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که آواز می خواند.